Georges Simenon
تا پیشاز 1918 بهمشاغل ِ مختلفی ازجمله شاگردی در کتابفروشی پرداخت، اما در ژانویهی آنسال در پی ِ بیماریِ پدرش ترکِ تحصیل کرد و در نشریهی Gazette De Liége بهعنوانِ خبرنگار مشغولِ کار شد. اینشغل بهاو امکان داد با گروهها و طبقاتِ مختلفِ مردم ازجمله افرادیکه در هتلهای ارزانقیمت اقامت داشتند، وقتشان در نوشگاهها سپری میشود و گهگاه گذارشان بهادارهی پلیس میافتاد سروکار پیدا کند و با منش و رفتارشان بهخوبی آشنا شود. این آشنایی بعدها زمانیکه نویسندهگی حرفهی اصلیاش شد بسیار بهکارش آمد. کار در گازت دو لیژ که روزنامهیی پُرتیراژ و عامهپسند بود باعث شد تا مهارتهای تندنویسی و ویرایش سریع ِ متونِ نوشتاریرا بهخوبی فرابگیرد. عادتِ تندنویسی تا پایانِ کار حرفهییاش با او ماند، بهنحویکه میتوانست یکرمانِ کاملرا تنها در سهساعت بنویسد و آمادهی چاپ کند.
[…] در سالِ 1930 شخصیتِ محبوب ِ آثارش، کمیسر مِگره، برای نخستینبار در داستانِ کوتاهیکه آنرا بهدرخواستِ ژوزف کِسِل Joseph Kessel برای چاپ در مجلهی کارآگاه Detective نوشت ظاهر شد […] یکیاز پُرکارترین نویسندهگانِ قرنِ بیستم بود. عادت داشت ساعتِ چهار صبح ازخواب بیدار شود و شروع بهنوشتن کند. اینکار را تا ظهر ادامه میداد و بقیهی روز را استراحت میکرد. بهاینترتیب میتوانست در هرروز 60 تا 80 صفحه مطلب بنویسد. آثار او مشتمل است بر بیشاز 200رمان، 150رمانِ کوتاه، یکسناریو برای باله و تعدادِ زیادی رمانِ عامهپسند که آنها را صرفاً برای کسب درآمد و با یکدوجین نام مستعار نوشته است. امّا شهرتِ وی بیشتر بهواسطهی 75رمان و 28داستانِ کوتاهی استکه کمیسر مگره قهرمانِ آنهاست.