منبع معنا و اقتدار مؤلف
یکنویسنده چهقدر باید بزرگ باشه تا بتونه چنان عظیم و متکثر فکر کنه که راه رو بهروی هر تفسیری از متنش باز بذاره؟ بهفرازیاز مصاحبهی نویل کاگیل با تی. اس. الیوت دربارهی اقتباس رابرت دونی از نمایشنامهی الیوت (سوینی آگونیستس) توجه کنین:
من: اصلاً فکر نمیکردم که نمایشنامه، معناییرا که او فهمیده بود دارد؛ اینکه هرکسی یک «کریپن» است… حیرتزده شدم!
الیوت: منهم حیرتزده شدم.
من: پس شما وقتی آنرا مینوشتید، معناییکاملاً متفاوترا درنظر داشتید؟
الیوت: واقعاً متفاوت.
من: با اینحال اجرای آقای دونی را قبول دارید؟
الیوت: البته!
من: ولی… ولی… مگر این نمایشنامه میتواند معنایی داشته باشد که شما قصد نکردهیید، که شما نمیدانستید چنینمعنایی دارد؟
الیوت: معلوم استکه میتواند!
من: ولی پس آیا میتواند آنمعناییرا که شما میخواستید نیز داشته باشد؟
الیوت: امیدوارم… بله، فکر میکنم دارد.
من: ولی اگر دو معنا متناقض باشند، آیا یکی درست نیست و دیگری غلط؟ آیا نباید حق با مؤلف باشد؟
الیوت: نه الزاماً! تو اینطور فکر میکنی؟ چرا یکی باید غلط باشد؟
… ایننگاه آنقدر برای من گیجکننده بود که نمیتوانستم آنرا بهحساب تواضع و فروتنی بگذارم. پس دستاز اینحمله کشیدم تا حملهی دیگریرا شروع کنم.
من: بهمن بگویید، آقای الیوت، «سوینی» کیست؟ او را چهگونه میبینید؟ او چهجور مردی است؟
الیوت: من او را مردی میدانم که در جوانی مشتزنی حرفهیی و تا حدّی موفق بوده، بعدها که پیرتر شده ازینکار کنارهگیری کرده و مشروبفروش شده.*
•
حرفِ قشنگِ الیوت منُ بهیادِ حرفِ قشنگِ پاپاهِمینگوی انداخت، وقتی خبرنگاری ازش معنای واقعی «پیرمرد و دریا» رو پرسید و اون جواب داد: «من کوشیدهام یکپیرمردِ حقیقی و یکدریای حقیقی و یکماهی ِ حقیقی بسازم؛ اگر اینها حقیقی باشند، پس همهجور معنایی میتوانند داشته باشند.»
__________________________________________
* مصاحبهی الیوت رو از اینجا نقل کردهم: اوله مارتین اسکیلاس؛ درآمدیبر فلسفه و ادبیات؛ ترجمهی مرتضی نادریِ درّهشوری؛ ص. 134- اصل مصاحبه هم در اینجا چاپ شده:
Nevill Coghill, «Sweeny Agonistes», in Tambimuttu & Richard Mach (eds), T. S. Eliot: A Symposium (London: Frank & Cass, 1965), pp. 82-7